تبلیغات
سیستم های اطلاعاتی حسابداری - تجزیه و تحلیل و طراحی سیستمها و روش ها
 
سیستم های اطلاعاتی حسابداری
درباره وبلاگ


دلم گرم خداوندیست که بادستان من گندم برای یا کریم خانه می ریزد چه بخشنده خدای عاشقی دارم که می خواندمراباآنکه می داندگنهکارم!!!دلم گرم است و می دانم بدون لطف او تنهای تنهایم..خدارابرایت آرزو دارم... دوستان عزیز..سلام این وبلاگ روتقدیم می کنم به همه ی شما..شمایی که حسابداری رو دوست داری..نه نه..اصلا شمایی که وقت گذاشتی وداری این وب رو می بینی..امیدوارم باز هم سری به ما بزنی..ممنون میشم اگه نظرت روبگی ودرمدیریت وبلاگ کمکم کنی...

مدیر وبلاگ : aseemanehaftoom
نویسندگان
(تفكر سیستمی):
تفكر سیستمی در خارج از محدوده یك علم معین متولد شد و در محیطی میان رشته ای رشد كرد. این شیوه تفكر، با مجموعه ای از اجزا سروكار دارد نه با خود اجزا. تفكر سیستمی به نگرش مبتنی بر تركیب یافته های رشته های گوناگون علمی تاكید دارد به جای تفكیك و تجزیه مداری.
مبانی تفكر تجزیه مدار:
*معطوف شدن ذهنیت محقق به بخش فیزیكی یا خارجی جهان؛
*تاكید بر اینكه هر پدیده ای حاصل تجزیه یا تركیب سایر پدیده هاست؛
*تاكید بر كمی كردن روابط علی؛
* افزایش دقت( مطلوب غایی)؛
مبانی تفكر سیستمی:
*تصور ارگانیك(مركزیت ارگانیسم در طرح ادراك آدمی)؛
* كل نگری؛
* مدلسازی؛
* بهبود شناخت( از طریق مشاهده فراگردهای كه در درون یك كل بوقوع می پیوندد نه  مشاهده اجزای آن كل).
نكته:
تفكر سیستمی و تفكر تجزیه مدار مكل یكدیگرند نه جایگزین هم.
تفكر سیستمی با رشد و توسعه دو جنبش جداگانه، هویت مستقل پیدا كرد:
1)نظریه عمومی سیستمها( كنت بولدینگ):
نظریه عمومی سیستمها در یك مفهوم ارگاینك و بیولوژیك كه معمولاً« انقلاب ارگانیك» نامیده می شود، ریشه دارد. زمینه اصلی مطالعه و قلمرو موضوعی آن،«پدیده رشد و تكامل» است و فرض اصلی آن، این است كه فراگرد رشد و مراحل بعدی و نهایی آن(تكامل) از یك الگوی یكسان تبعیت می كند؛ خواه رشد یك ارگانیسم واحد مطرح باشد، خواه رشد گروهی از ارگانیسمها، خواه رشد یك جامعه.
هدف نظریه عمومی سیستمها:
كشف قوانین و نظم ذاتی انواع پدیده هاست. از این می توان آن را سیالترین نظریه سیستمی به شمار آورد زیرا در چهارچوب نظری آن، هیچ نظریه قاطعی ارائه نشده است.
ویژگیهای نظریه عمومی سیستمهاك
به هم پیوستگی و وابستگی اجزاء، ویژگیها، رخدادها و مانند آن.
كل گرایی
هدف جویی
ورودیها و خروجیها
تبدیل ورودی به خروجی و تغییر و تعدیل آن
مقابله با بی نظمی و كهولت(آنتروپی)؛ این كلمه ریشه در ترمودینامیك دارد و بیانگر حالتی است كه همه عناصر سیستم در حداكثر بی نظمی قرار دارند و سیستم رو به از هم گسیختگی و نابودی پیش می رود. بدین ترتیب، برای سیستمهای باز، مفهوم حداكثر بی نظمی یعنی مرگ.
تنظیم اجزای به هم پیوسته و به هم وابسته سیستم( برنامه ریزی و كنترل از طریق بازخور)
سلسله مراتب سیستمها
جداسازی وظایف سیستم برحسب اجزای آنها.
هم پایانی: در سیستمهای باز، هر حالت و نتیجه نهایی ممكن است از مسیرهای گوناگونی قابل حصول باشد.
2) سایبرنتیك( عمل كنترل و ارتباطات):
سایبرنتیك عبارت است از مطالعه پدیده ارتباط و كنترل در هر نوع سیستم اعم از حیوان و ماشین. سایبرنتیك با یك شبكه كنترل از طریق مكانیسم بازخور با رعایت خصوصیات، حالات و اهداف آن، یك سیستم خود كنترل كننده( خود تنظیم) است. این خود هدایت كنندگی از طریق برگشت دادن اطلاعات مربوط به رفتار سیستم به خود صورت می گیرد.
حداقل اجزا و عناصری كه یك سیستم سایبرنتیكی دارد عبارتند از:
*دستگاه آشكارساز(عیب یاب)
*دستگاه اهدایت كننده(انتخاب كننده): درباره هدایت سیستم، براساس اولویتها، تصمیماتی را اتخاذ می كند.
*دستگاه اجرا كننده
كاربرد «نظریه عمومی سیستمها» و«علم كنترل و ارتباطات» در سازمانها(رویكرد سیستمی):
تعریف جامعه به عنوان یك سیستم پچیده و انعصاف پذیر؛ و كنترل خرده سیستمهای آن و ارتباطات درون سیستم براساس علم و كنترل و ارتباطات.
به كارگیری رویكرد سیستمی در سازمان با استفاده از روشهای پژوهشی عملیاتی.
كمك به پژوهشگران نظامگرا در ارائه مدلی برای پدیده های دنیای واقعی و جمع آوری اطلاعات براساس نظریه عمومی سیستمها.
كمك به مدیران جهت طراحی مدلی برای سازمان خود براساس نظریه عمومی سیستمها.
ایجاد یك سیستم اطلاعاتی مدیریت با توجه به نظریه عمومی سیستمها، و تجزیه و تحلیل سیستم به كمك این سیستم اطلاعاتی مدریت.
پویایی صنعتی: به كارگیری علم كنترل و ارتباطات در حل مسایل صنعتی هدف آن، اداره اثر بخش تر سازمانها با تاكید بر پویایی صنعتی است.
مقایسه پیوسته و خودكار برخی از ویژگیهای رفتاری یا متغیرهای سیستم با یك استاندارد معین كه با فعالیت مستمر و خودكار بازخور همراه است.
روابط میان تفكر سیستمی، نظریه عمومی سیستمها و سایبرنتیك:
تفكر سیستمی: نحوه نگرش جدیدی برای مطالعه پدیده های طبیعی در قالب یك سیستم به شمار می آید.
نظریه عمومی سیستم ها: بر به كارگیری تفكر سیستمی، با توجه به مسائل رشد و تكامل تأكید دارد.
علم كنترل و ارتباطات: بر بكارگیری تفكر سیستمی، با توجه به مسایل كنترل و ارتباطات تاكید دارد.
رویكرد سیستمی: بر نحوه بكارگیری نظریه عمومی سیستمها و علم كنترل و ارتباطات در مسائل صنعتی و اجتماعی دلالت دارد.
مزایای بالقوه تفكر سیستمی:
برطریف كردن خطر محدود شدن نگرش مدیر به یك وظیفه و وادارسازی او به شناسایی سایر خرده سیستمها.
كمك به مدیر جهت مرتبط ساختن هدفهای خود با مجموعه كلان سازمان.
كمك به سازمان در ساختاردهی خرده سیستمهای خود به گونه ای كه با اهدافش سازگار باشد.
فراهم سازی امكان ارزیابی سازمان و تعیین میزان اثربخشی خرده سیستمها با در نظر گرفتن مدل سیستم هدفمند.
تعریف سیستم:
«سیستم، مجموعه ای از اجزا و روابط میان آنهاست كه توسط ویژگیهایی معین، به هم وابسته یا مرتبط می شوند و این اجزا با محیطشان یك كل را تشكیل می دهند».

دلایل نقطه چین بودن مرز سیستم:
*دلالت بر تبادل مستمر انرژی یا اطلاعات میان سیستم و محیط؛ مانند پرده سلول.
*قراردادی بودن محل واقعی مرز سیستم( به وسیله طراح ساختار سیستم، این مرز معین می شود).
عناصر سیستم:
ورودی ها:
*(ورودیهای زنجیره ای): نوعی ورودی است كه خودش نتیجه و خروجی سیستم دیگری است.
*(ورودیهای تصادفی): هریك از خروجیهای سیستمهای دیگر كه احتمال ورودی شدنشان برای سیستم ما وجود دارد.
*(ورودیهای بازخور): ورودیهای هستند كه در واقع بخشی از خروجیهای قبلی همان سیستم هستند.
نكته: ورودی های تصادفی جالبترین  نوع ورودی برای مطالعه تحلیلگران هستند؛ زیرا برخلاف ورودی های زنجیره ای، تشخیص حضور یا عدم حضور ورودی های تصادفی دشوار است؛ در حالی كه گاهی حتی بیشتر از خود عملیات سیستم، بر درجه كیفیت محصول یا كارایی سیستم اثر می گذارند.
2)فراگرد(خانه پردازش):
به فرایند تبدیل داده به ستاده، اطلاق می شود هنگامی كه نحوه این تبدیل مشخص باشد، فراگرد را«جعبه سفید» می نامند و چنانچه فراگرد تبدیل به تفصیل شناخته شده نباشد، آن را«جعبه سیاه» می نامند.
3)خروجیها:
معمولاً فراگردهای تبدیل، بیش از یك نوع خروجی دارند:
*خروجیهای كه بطور مستقیم توسط سیستمهای دیگر مصرف می شوند و هدف همه سیستمها، به حداكثر رساندن آن است.
*خروجیهای كه در فراگرد تولید همان سیستم در مرحله بعد مصرف می شوند و نیز بازگشت مجدد محصولات معیوب به فراگرد تولید.
*ضایعات؛ كه وارد سیستم اكولوژی می شوند و هدف همه سیستمها، به حداقل رساندن آن است.
4)بازخور كنترلی:
بازخورها، ابزار ایجاد تعادل در سیستم هستند.

روابط:
مسیرهای ارتباطی عناصر سیستم با یكدیگر را«روابط» می نامند به طور كلی 3 نوع رابطه در عالم واقع در درون و بی سیستمها وجود دارد عبارتند ازك
1)رابطه حیاتی(منطقی):
رابطه ای است كه در صورت قطع آن، سیستم های وابسته به آن نمی توانند به وظیفه خود عمل كنند و حیاتشان به مخاطره می افتد. رابطه حیاتی می تواند یك سویه باشد( مانند رابطه حیاتی میان یك انگل گیاهی و گیاه) و یا دو سویه( مانند رابطه حیاتی میان خرده سیستمهای تولید و فروش).
2)رابطه هم نیروزایی یا مراوده ای(سینرژیك):
این نوع رابطه در اثر اقدام تلفیقی ایجاد می شود و رابطه ای كه در صورت وجود آن، با همكاری و تشریك مساعی مجموعه ای از خرده سیستمهای نیمه مستقل، خروجی و بازداده كل سیستم بیش از جمع آوری بازداده ها و خروجی های هر یك از خرده سیستم های تشكیل دهنده سیستم كلان خواهد بود:2+2>4    
نكته: هم نیروزایی اساس علم شیمی است.
3)رابطه مكرر و لازم(موقتی یا زمانی):
این نوع رابطه بر تكرار یا بیان دیگری از روابط موجود دلالت دارد. هدف از این تكرار، افزایش قابلیت اعتماد( اعتبار) است. وجود روابط مكرر و لازم، احتمال عدم توقف سیستم و استمرار فعالیت آن را افزایش می دهد. روابط مكرر، از طریق محدود كردن رفتار سیستم به آن گونه رفتارهایی كه بیشترین سهم را در كسب هدف دارند، به تحقق اهداف سیستم كمك می كند. این نوع رابطه در سیستمهای حساس و بسیار مهم ایجاد می شود به گونه ای كه در طراحی فضاپیماها و هواپیماها و غیره با استفاده از این رابطه تلاش می شود كه عملیات سیستم در همه وضعیت های بالقوه ایمن گردد.
شیوه های عكس العمل سیستم در برابر محیط:
از آنجا كه سیستمهای باز با محیط خود در حال تبادل اطلاعات می باشند به گونه ای كه ورودی های خود را از محیط دریافت نموده و خروجی های خود را به محیط وارد می سازند برای انجام این مبادله از سه ویژه استفاده می كنند كه عبارتند از:
1)تعمیر و نگهداری:
كارهایی هستند كه سیستم در درون مرز خود انجام می دهد و هدف از انجام آنها حصول اطمینان از انجام صحیح وظایف، از روشهای درست و مناسب است. فعالیتهای تعمیر و نگهداری، در بر گیرنده موارد ذیل هستند:
*شناسایی زمان وقوع مساله
*كسب دانش لازم برای حل مساله
* تامین زمان و منابع لازم برای حل مساله
نكته: تجزیه و تحلیل سیستم، در شمار وظایف تعمیر و نگهداری قرار می گیرد.
2)دفاع:
سیستمها برای بدست آوردن منابع ضروری ( از آنجا كه منابع كمیاب هستند). با سایر سیستمها به رقابت می پردازند كه در نتیجه این رقابت، تضادهایی بین آنها بوجود می آید. به گونه ای كه هر سیستم به سیستم دیگر به عنوان یك منبع نگاه می كنند و لذا سیستمها به دفاع از موجودیت خود می پردازند.
فعالیتهای دفاعی، فعالیتهای هزینه افزا هستند كه بطور مستقیم به كسب اهدافق سازما كمك نمی كنند ولی وجود آنها برای حفظ موجودیت در برابر سیستمهای در حال رشد ضرورت دارد.
3)رشد:
سیستمها با برقراری رابطه میان عناصر درونی خود و عوامل محیطی تلاش می كنند. ضمن آنكه از موجودیت خود دفاع نمایند منابع بیشتری نیز از محیط جذب كرده و رشد كنند؛ كه البته فراگرد عملی رشد حالت دو سویه خواهد داشت. بگونه ای كه با سایر سیستمها تبادل منابع خواهد نمود؛ این حالت را در نظریه عمومی سیستمها«تعادل نسبی» می گویند كه در این حالت سیستم ضمن انجام فعالیت های نگهدارنده به اقدامات انطباقی با محیط می پردازد.
نكته: اصل بوم شناسی می گوید: هیچ چیز خام و بی فایده در محیط وجود ندارد.
تلاش برای كسب تعادل نسبی در مواجهه با یك محیط بزرگ و فعال، به شكل گیری واحدهای تخصصی به نام سلول منجر می شود. در واقع شكل گیری سلولها، پاسخی به تمایل سیستم به تخصص گرایی است.
عوامل    مؤثر بر سیستم    بی تأثیر بر سیستم
تحت كنترل سیستم    سیستمی   
نه محیطی و نه سیستمی
خارج از كنترل سیستم    محیطی   
سیستمهای بازوبسته:
طبقه بندی سیستمها به سیستمهای بازوبسته، مبتنی بر مفاهیم«مرز» و«منابع» سیستم است:
*سیستم بسته: سیستمی است كه عملیات خودش را بطور خودكار، از طریق ابزار واكنش نسبت به اطلاعات تولید شده توسط خود، كنترل یا تعدیل می كند. بعبارت دیگر سیستم بسته به محیط خودش وابسته نیست. در سیستمهای بسته، میزان منابع ثابت است و همه منابع یكباره عرضه می شود.
*سیستم باز: سیستمی است كه با محیط خود تبادل انرژی، ماده و اطلاعات دارد. سیستمهای باز می توانند به تبادل منابع و انرژی اضافی خود بپردازند.
ویژگی های سیستم باز:
*آگاهی نسبت به محیط
*(بازخور): دریافت اطلاعات از محیط برای تنظیم روابط سیستم با محیط و امكان انجام اقدامات اصلاحی و رفع انحرافات.
*(تبعیت از الگوی تناوبی از حوادث): بازداده های سیستم، تامین كننده داده های جدیدی هستند كه تكرار دوره تناوب را ممكن می سازند.
*(آنتروپی منفی): ترمیم و حافظ ساختار و وادار كردن انرژی برای رشد و زنده ماندن(سیستمهای بسته به مرور زمان از هم گسیخته می شوند)ۀ
نكته: آنتروپی حاكی از تمایل سیستمها به كهولت و بی نظمی است.
*(حالت اثبات): تعادل در تبادل انرژی برای جلوگیری از بی نظمی در ورود انرژی.
*حركت به سوی رشد و توسعه: بتدریج كه سیستمهای باز، پچیده تر می شوند و به سوی خنثی سازی بی نظمی پیش می روند، رشد و توسعه، كمیت سیستم تغییر می یابد در حالیكه كیفیت و ماهیت سیستم اصلی به همان گونه باقی می ماند.
*(موازنه میان فعالیتهای انطباقی و نگهدازنده و ایجاد سازگاری میان آنها)
فعالیتهای نگهدارنده: وظیفه ایجاد تعادل میان خرده سیستمها و هماهنگ ساختن كل سیستم با محیط را بعهده دارند و سعی می كنند از تغییرات سریع ممانعت بعمل آورند. در واقع هدف فعالیتهای نگهدازنده، رسیدن به ثبات و حفظ وضع موجود است. مانند: خرید، نگهداری، تعمیر اساسی، گزینش و آموزش، تدوین و اجرای قوانین و رویه ها.
فعالیتهای انطباقی: وظیفه تنظیم نحوه دگرگونی نیازهای داخلی و خارجی سیستم در طی زمان را به عهده دارند. در واقع هدف فعالیتهای انطباقی، تغییر و دگرگونی وضع موجود از طریق برنامه ریزی، پژوهش بازار، طراحی محصول جدید و... است.
در یك سیستم باید بین فعالیتهای انطباقی و نگهدارندهف تعادل و توازن برقرار شود.
انواع رفتار سیستم(علت تغییر حالت و نرخهای یك سیستم):
*واكنش: رخدادی است كه به  دلیل وقوع تغییر یا رخداد دیگری در سیستم یا محیط بوقوع می پیوندد. در این گونه مواقع، واكنش سیستم، امری«لازم و كافی» است.
*(پاسخ): شبیه واكنش است با این تفاوت كه امری لازم است ولی كافی نیست. زیرا سیستم، خواص ساختاری خود را در برابر محرك، تغییر نمی دهد و فقط حالت سیستم تغییر می كند. در حالیكه در«واكنش»، ساختار و حالت سیستم تغییر می كند.
*(اقدام): رخدادی است كه ضرورت آن ناشی از تغییر در سیستم یا محیط نیست. یعنی وقوع این رخداد، اجباری و لازم نیست بلكه سیستم خود آن را اراده می كند. از این رو نمی توان برای آن حد كفایتی قائل شد.
آرایش درونی سیستم:
هر سیستمی برای بقاء رشد و سودآوری خود 3 نوع آرایش درونی در خود ایجاد می كند:
1)آرایش ساده
2)آرایش خود تنظیم یا سایبرنتیكی
3)آرایش سیستم معرفت پذیر(فراگیرنده)



1)آرایش ساده
نوع تعادل ایجاد شده در سیستمهای ساده،صرفاً به اندازه سیستم و محیط آن و نیروهای نسبی آنها بستگی دارد. این تعادل از طریق حلقه كنش، واكنش كه آنرا اصطلاحاً«حلقه عمل» یا«حلقه نخستین» می نامند ایجاد می شود.
نحوه ارتباط اینگونه سیستمها با محیط، شكل ثابتی دارد؛ زیرا سیستمهای مذكور قادر به تغییر رفتار خود نیستند؛ بنابراین وقوع تغییرات عمده در محیط منجر به نابودی آنها خواهد شد.




2)آرایش خود تنظیم(سایبرنتیكی):
در حلقه نخستین، سیستمی با شكل ساده ای از تعامل قرار دارد( حلقه اول) كه قلمرو آن«عمل و كردار» است. ولی تعامل در سیسمتهای خود تنظیم، از تعاملهای فیزیكی و كنش-واكنشی حلقه نخستین، پچیده تر شده و به برقراری تعامل اطلاعاتی با محیط می انجامد كه«حلقه دوم» با«حلقه كنترل» نامیده می شود.

*(قلمرو محتوی): تشخیص رخدادهای محیطی و شناسایی آنها(چه چیزی در حال رخ دادن است؟)
*(قلمرو فراگرد): تعبیر و تفسیر رخدادها و تعیین آثار آنها(سازمان چگونه واكنش نشان دهد؟)
نقطه ضعف سیستمهای خود تنظیم آن است كه نمی توانند استراتژی خود را تغییر دهند در حالی كه محیط می تواند تاكتیكهای خود را عوض كند. سیستمهای خود تنظیم فقط می توانند تغییرات محیطی را شناسایی و ثبت كنند ولی نمی توانند برنامه خود را تغییر دهند.
3)آرایش سیستم معرفت پذیر یا یادگیرنده:
در این نوع سیستمها، حلقه های بازخور اول و دوم به وسیله«حلقه بازخور دوم» یا«حلقه خط مشی» حمایت می شوند كه بر این اساس سیستم، عملكرد خود را تجزیه و تحلیل می كند و متناسب با نتایج آن، تغییراتی را در خط مشی ها به وجود می آورد.
نكته: عمل حلقه سوم، در مدیریت«خط مشی گذاری» نامیده می شود و در مدیریت منابع اطلاعاتی«برنامه نویسی» نام دارد.
اثر بخشی خط مشی گذاری به مواردی نظیر موارد ذیل بستگی دارد:
*میزان تلاطم وقتی در محیط؛
*میزان حافظه موجود، برای ذخیره سازی تجارب گذشته؛
*توان تغییر سریع و دقیق خط مشی؛
*میزان حافظه موجود، برای ذخیره سازی خط مشی جدید؛
*توان سلول كنترل و سرعت آن در پیدا كردن خط مشی جدید.

سطح اول(حلقه عمل): سیستم با محیط خود تبادل منابع دارد؛ و شكوفایی نسبی مستقیم به قوت، كارآیی و سایر تواناییهای آن بستگی دارد.
سطح دوم( حلقه كنترل): اثربخشی سیستم به توان تصمیم گیری آن برای برنامه ریزی، اقدامهای جدید(
D)، براساس اطلاعات دریافت شده درباره متغیرهای حیاتی(V)، بستگی دارد.
سطح سوم(حلقه خط مشی): سیستم قادر می شود از طریق بازیابی نتایج و آثار خط مشی ها و تصمیمات پیشین(
V) و قضاوت درباره آنها(D) نحوه تصمیم گیری خود را تغییر دهد
سطح چهارم: در حلقه های سطوح بالاتر سیستم می تواند برای برنامه ریزی و ارزش یابی نتایج برنامه ها و ارزیابی سطوح پایین تر بر تعداد سطوح كنترل و مدیران عالی خود بیفزاید
طبقه بندی سیستم های براساس میزان كنترل پذیری:
سیستم ها را متناسب با اهداف مورد نظر از جنبه  های مختلف طبقه بندی نموده اند یكی از این طبق بندی ها، طبقه بندی سیستم براساس« میزان كنترل پذیری» و«پچیدگی» است كه بر این اساس سیستم ها به سه دسته تقسیم می شود


*سیستم های ساده:
سیستمی است كه تعداد اجزای تشكیل دهنده آن كم بوده و روابط محدودی میان آنها برقرار باشد
سیستم های پچیده: سیستمی است كه دارای اجزای بسیار زیاد و به هم وابسته ای باشد
سیستم های بسیار پچیده: سیستمی است كه شناسایی و تشریح دقیق اجزا و ویژگی های امكان پذیر نباشد از جنبه« قابلیت پیش بینی» یك سیستم می توان تقسیم بندی زیر را ارائه نمود
سیستم های قطعی یا یك حالته: اجزاء سیستم به گونه ای كاملاً قابل پیش بینی با یكدیگر تعامل دارند
سیستم های احتمالی یا چند حالته: رفتار سیستم قابل پیش بینی نیست اما احتمال آنچه اتفاق می افتد قابل پیش بینی است سیستم های باز نیازمند به مكانزیم های كنترلی خاص خود هستند كه براساس تلفیقی از نوع پچیدگی سیستم و قابلیت پیش بینی آن مكانیزم ها متفاوت خواهد بود
میزان پیچیدگی
میزان قابلیت پیش بینی    ساده    پیچیده    بسیار پیچیده   


مثالها

قطعی(یك حالته)    قرقره ماشین تحریر    كامپیوتر سیاره    مجموعه تهی   
كنترل ورودیها
كنترل كیفیت، تناوب از كار افتادن ماشینها، بازیهای شناسی    كنترل ورودیها
سطوح موجودی، رفتارهای شرطی، فروش    كنترل ورودیها
سازمانهای بزرگ، انسانها، اقتصاد    نوع كنترل مورد نیاز
مثالها:
اجتماعی چند حالته    روشهای كنترل آماری    روشهای تحقیق در عملیات    روشهای مبتنی بر علم كنترل و ارتباطات(سایبرنتیك)(مانند فن جعبه سیاه)    نوع كنترل مورد نیاز
نكته: در محیط های كاری به ندرت با سیستم های قطعی موجه می شویم زیرا بیشتر سیستم ها هم از حیث ساختاری و هم از حیث رفتاری سیستم هایی احتمالی به شمار می آیند در واقع هر سیستمی كه عملكرد آن احتمالاض توأم با درصدی از خطاست سیستمی احتمالی محسوب می شود
ویژگی های سیستم های سایبرنتیكی:
همان طور كه بیان شد سیستم های سایبرنتیكی جزء آخرین پیشرفتهای تئوریكی در مدیریت است كه براساس آن سیستم ها مورد كنترل قرار می گیرند.
به طوری كلی سیستم های سایبرتنیكی دارای سه ویژگی عمده هستند(جدول فوق)
*خودتنظیمی
*پیچیدگی بسیار زیاد
*احتمالی بودن(چند حالته)
نكته: ویژگی خود تنظیمی سایبرنتیكی بیانگر ارائه بازخور و خود كنترلی سیستم از طریق برقراری ارتباط و كنترل است
نكته: پچیدگی بر میزان تنوع در درون سیستم دلالت دارد یعنی آنكه تعداد عناصر یك سیستم و میزان تعامل آنها تعیین كننده میزان پچیدگی آن است(جعبه سیاه مهمترین ابزار جهت شناخت سیستم های پچیده است)
نكته: همچنین سیستم های سایبرنتیكی دارای قطعیت نبوده بلكه حالت های مختلفی را جهت پیش بینی سیستم باید در نظر گرفت( نظریه اطلاعات مهمترین شناخت آن است)
چند تعریف:
نمودار خانه ای: ابزار اساسی برای نمایش كاركرد اجزای سیستم كنترلی است
سیستم های مداربسته: سیستم های ساده ای هستند با حلقه بسته كار می كنند و خروجی آن ها به نقطه جمع باز می گردد
سیستم های مدار باز: سیستم های هستند خروجیها و ورودیهای آنها با هم پیوند ندارند.
انواع سیستمهای بازخور:
یكی از مهمترین ویژگیهای سیستمهای باز، آگاهی نسبت به محیط و دریافت اطلاعات از محیط می باشد كه این دریافت را بازخور می گویند.
بازخور می تواند به صورت مثبت و منفی باشد:بازخور مثبت، فرایندهای رشد را ایجاد و تقویت می نماید و مولد عملكرد بیشتری برای آینده است؛ در حالیكه در بازخور منفی نسبت به عدم تحقق هدف نشان داده می شود و در برابر نوسان و عدم ثباتف مقاومت بعمل می آید.
(البته سیستمهای ساده ای كه قابلیت پیش بینی دارند فاقد حلقه بازخور می باشند و قادر به جداسازی از طریق فرایند تبدیل هستند)
در مجموع سیستمهای بازخور كنترلی را می توان به 3 دسته تقسیم نمود:
1)سیستم بازخور نوع اول(حلقه بازخور نوع اول):سیستم های خودکار حفظ کننده هدف:
سیستمهای مدار بسته ای كه با توجه به یك هدف خارجی هدایت می شوند و دارای توان حفظ هدف و به حداقل رساندن انحراف(تفاوت بین هدف واقعی و عملكرد) می باشند كه اصطلاحاً آنها را سیستمهای خودكار حفظ كننده هدف می نامند.
نكته: ترموستات نمونه ای از سیستم بازخور نوع اول است.
2)سیستم بازخور نوع دوم(حلقه بازخور نوع دوم):
سیستمی است كه می تواند گزینه هایی را در حافظه خود ذخیره كند و به تغییرات و محركهای خارجی از طریق انتخاب بهترین گزینه پاسخ دهد. در این سیستمها پچیدگی وجود دارد ولی قابلیت پیش بینی نیز میسر است كه اصطلاحاً این نوع سیستمها را سیستمهای خودكار تغییردهنده هدف می نامند. مثل یك مدار تبدیل خط تلفن.
نكته: هر سیستمی كه بتواند هدفهای خود را تغییر دهد، در زمره سیستمهای دارای كنترلی داخلی قرار می گیرد. توان تغییر هدف متكی به وجود حافظه است.
نكته: اگر امكان تغییر هدف به هر دلیلی میسر نباشد، سیستم كنترل رفتار خود را از دست می دهد و فقط بصورت دستگاه تنظیم كننده خودكار عمل می كند
نكته: توان ذخیره سازی و فراخوانی اطلاعات و همچنین قدرت انتخاب گزینه های رفتاری برای پاسخ گویی به تغییرات محیطی را«یادگیری» یا«معرفت پذیری» گویند حاصل این یادگیری«افزایش توان سیستم برای تنظیم منابع توسط خودش» خواهد بود
3)سیستم بازخور نوع سوم(حلقه بازخور نوع سوم):
سیستم های هستند كه می توانند نسبت به تصمیم گیری گذشته خود واكنش نشان دهند یعنی علاوه بر جمع آوری و ذخیره سازی اطلاعات از حافظه خود كمك بگیرند و اقدامات جدیدی را برنامه ریزی می كنند ویژگی عمده این نوع بازخور نسبت به بازخورهای نوع قبلی علاوه بر خودكنترلی، خودآگاهی نیز می باشد كه اصطلاحاً این نوع سیستمهارا، سیستمهای هوشمند تغییردهنده هدف(به صورت واكنشی) می نامند انسانها و سازمانها مصادیق این نوع سیستمها هستند.
نكته:خودكنترلی: اگر امكان تلفیق مجدد اطلاعات حافظه و انتخاب گزینه ای جدید برای عمل به وسیله خود ماشین یا سازمان وجود داشته باشد، واحد كنترل فعالتر، روانتر و دارای كنترل داخلی خواهد بود؛ بطوری كه مجموعه این تشكیلات می تواند پیش بینی های ساده(سطح اول) را انجام دهد.
نكته: خودآگاهی: اگر تلفیق حافظه های متعدد امكان پذیر باشد و انتخاب تعدادی از تلفیقهای مذكور برای بررسی و تلفیق بیشتر ممكن باشد، واحد كنترل به روانی و خودكنترلی دست می یابد. پیش بینی های سطح دوم و سوم را می توان به كمك این تشكیلات انجام داد. در این حالت، آنچه كه بیشتر سازمانها در حال رخ دادن است با آنچه كه در گذشته بوقوع پیوسته یا احتمالاً در آینده بوقوع خواهد پیوست مقایسه می شود.
پیچیدگی و جعبه سیاه:
به طور كلی برای سنجش میزان پیچیدگی یك سیستم معین دو شاخص عمده مطرح است:
*تعداد عناصر سیستم(رابطه مستقیم)
*میزان تعامل این عناصر(رابطه مستقیم)
سیستمهایی را كه تعریف تفصیلی آنها، به دلیل پیچیدگی بسیار زیاد، امكان پذیر نیست، به منزله یك«جعبه سیاه» در نظر می گیرند. موضوع جعبه سیاه، ابتدا در مهندسی برق مطرح شد. در این روش از طریق برررسی خروجی ها، به محتویات جعبع سیاه پی می برند. برای این كار با ایجاد تغییر در ورودیها، تغییر در خروجی ها را طبقه بندی و ارزیابی می كنند و مترصد مشاهده نظم جدید در رفار سیستم می باشند. فن جعبه سیاه بر مطالعه روابط میان تحلیلگر و سیستم و هرگونه اطلاعاتی كه از سیستم بدست می آید و نحوه كسب آن اطلاعات دلالت دارد. تحلیلگران ماهر و دانا، توانایی بالایی در تشخیص و متمایز ساختن قواعد رفتاری سیستم دارند. در برخی موارد رفتار، الگویی تلفیقی دارد؛ در حالی كه ممكن است در سایر مواردف الگوی رفتاری صرفاً ترتیبی باشد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 3 خرداد 1396 01:53 ق.ظ
Wow, wonderful blog layout! How long have you been blogging for?
you make blogging look easy. The overall look of your site is fantastic,
let alone the content!
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:04 ب.ظ
Please let me know if you're looking for a article writer for your weblog.
You have some really great articles and I believe I would be a
good asset. If you ever want to take some of the load off, I'd really like to write some
articles for your blog in exchange for a link back to
mine. Please blast me an email if interested.

Kudos!
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 06:00 ب.ظ
Hi there! I know this is kind of off topic but I was wondering if you knew where I could
locate a captcha plugin for my comment form? I'm using the same blog platform as yours and I'm having trouble finding one?
Thanks a lot!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
چت روم | قالب وبلاگ
دانلود نرم افزار
گالری عکس
دریافت همین آهنگ
 
 
بالای صفحه